تبليغاتX
كليشه

-"همه راننده‌تاكسي‌ها هميشه غرمي‌زنند و مي لندند ولي آخر سر هيچ‌كدام هيچ عملي انجام نمي دهند. "

خيلي تاسف‌انگيز مي‌شود اگر اين جمله غرولند هرروزه‌ي يك راننده‌تاكسي بشود، نه؟

 

"نه سايه دارم و نه بر، بيفكنندم و سزاست

وگرنه بر درخت تر، كسي تبر نمي زند"

اين شعر سايه كه شجريان هم خوانده‌، خيلي به دلم نشسته. شده ورد زبانم!

+ نگاشته شده به تاريخ  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387در ساعت 15:34  به دست  آرش  | 
توی ایام عید، پسرکی رو دیدم که سال سوم دبستان (حدودا ۸ یا ۹ ساله) بود و از موبایل متنفر بود. باهاش گفتم و شنیدم و با هم رفیق شدیم. پسرک، توی گوشی دست هم کلاسی هاش بخش های کمی از یکی-دو تا آهنگ رپ رو شنیده بود. طبیعتا، کنجکاویش گل کرد که چندتایی بگیره و گوش کنه تا ببینه اوضاع از چه قراره. یکی دو تا از نسبتا خوبهاش رو هم گیر آورد. بدش هم نیومد. به هر حال  آهنگهاش حسابی پرانرژی بودند و جوش هم بین همسال هاش رواج داشت. خواننده هاش هم کلمات رو توی دهنشون می پیچوندن و کج و کوله می انداختن بیرون. چیز جدیدی بود و برای یه پسربچه که بیشتر به ریتم آهنگش توجه داره جذاب بود.

خلاصه، رفت دنبال آهنگ های بیشتر. از ساده تر هاش شروع کرد و بیشتر و بیشتر گیر آورد. تا اینکه یه روز، یه سی دی تازه نمی دونم از کجا گیر آورد که گویا قرار بوده خیلی باحال باشه. سی دی رو گذاشت تو دستگاه و گوشی رو گذاشت توی گوشش. یهو از جا پرید. خواننده داشت یه بند فحش های آب نکشیده تف می کرد. سریع سی دی رو کشید بیرون و با یه چوب افتاد به جونش. له و لورده ش کرد.*

این تجربه ی تلخ، باعث نشد که او کامل رپ رو بذاره کنار. بلکه صرفا باعث شد که محتاطانه تر عمل کنه. یه روز به بهانه ی خرید وسایل چهارشنبه سوری رفت بیرون. گویا یه سی دی فروشی نزدیک خونه شون بوده. می ره توش و به یارو می گه که هرچی رپ داره بده که پسرک گوش کنه و خوب هاش رو انتخاب کنه. مردک هم قبول می کنه. پسرک هم سه ساعت بعد به خونه شون می رسه، در حالی که تقریبا همه ی آهنگهای رپ موجود رو گوش کرده... حداقل اولشون رو.


*راستی چرا اون پسرک در اون سن، اون فحشها رو می فهمیده؟

+ نگاشته شده به تاريخ  چهارشنبه هفتم فروردین 1387در ساعت 11:17  به دست  آرش  | 
عکسها

تعداد افراد حاضر در وبلاگ: نفر
شمارنده