-"همه رانندهتاكسيها هميشه غرميزنند و مي لندند ولي آخر سر هيچكدام هيچ عملي انجام نمي دهند. "
خيلي تاسفانگيز ميشود اگر اين جمله غرولند هرروزهي يك رانندهتاكسي بشود، نه؟
"نه سايه دارم و نه بر، بيفكنندم و سزاست
وگرنه بر درخت تر، كسي تبر نمي زند"
اين شعر سايه كه شجريان هم خوانده، خيلي به دلم نشسته. شده ورد زبانم!
خلاصه، رفت دنبال آهنگ های بیشتر. از ساده تر هاش شروع کرد و بیشتر و بیشتر گیر آورد. تا اینکه یه روز، یه سی دی تازه نمی دونم از کجا گیر آورد که گویا قرار بوده خیلی باحال باشه. سی دی رو گذاشت تو دستگاه و گوشی رو گذاشت توی گوشش. یهو از جا پرید. خواننده داشت یه بند فحش های آب نکشیده تف می کرد. سریع سی دی رو کشید بیرون و با یه چوب افتاد به جونش. له و لورده ش کرد.*
این تجربه ی تلخ، باعث نشد که او کامل رپ رو بذاره کنار. بلکه صرفا باعث شد که محتاطانه تر عمل کنه. یه روز به بهانه ی خرید وسایل چهارشنبه سوری رفت بیرون. گویا یه سی دی فروشی نزدیک خونه شون بوده. می ره توش و به یارو می گه که هرچی رپ داره بده که پسرک گوش کنه و خوب هاش رو انتخاب کنه. مردک هم قبول می کنه. پسرک هم سه ساعت بعد به خونه شون می رسه، در حالی که تقریبا همه ی آهنگهای رپ موجود رو گوش کرده... حداقل اولشون رو.
*راستی چرا اون پسرک در اون سن، اون فحشها رو می فهمیده؟