خوبی این قضیه ۴شنبه این بود که نصفی از کلاسها رو برای برنامه دودر کردیم، ولی بازهم به زمان مقرر نرسید! بچه ها دیدند که هنگام انجام برنامه یه عده دانش آموز جمع شدند کنار سن و دارن به کوزه ها سرو سامون می دن! برنامه از این قرار بود که اول کشاورز قرآن خوند، بعد نیک نفس یه مقدمه گفت ، بعد آی رادپور حرف زد، بعد ایمان یه مقاله درباره شهید مطهری خوند و بعد هم بحث شيرین اهدای جوایز!...
به آقای رادپور لپ لپ دادیم و شونه.
به آقای قشقاوی ضد زنگ دادیم و تیغ ریش تراشی.
به آقای شریف ... دادیم و چرخونک.
به آقای ام ام تل داديم.
به آقاي اچ ام لنگ داديم و كلاه مثلا شاپو.
به آقاي علاءالدين تبرائيان فانوس داديم.
به آقاي خسروي خودكار برقدار داديم.
به آقاي كيهاني بعدا پرگار داديم و چشم گاو .
به آقای عسکری گل(نکته داره) دادیم.
به آقایان معلم کامپیوتر فلاپی دادیم.
به آقای قربانی قراره سیب با پوست بدیم. => ایرانی خوردش.
به آقای صابر برچسب پشت ماشين داديم.
به آقاي حسيني لاك (از هر دو نوع) داديم.
به آقاي آدينه لباس پرسپوليس داديم.
به همه حاضرين و برخي غايبين هم يك كوزه داديم.
يه بعضيها هم كارنامه نامه داديم.